تبلیغات
وبلاگ NaziCenter - نامه ای به کوروش
وبلاگ NaziCenter
اگر ملتی اراده داشته باشد در هر کاری پیروز خواهد شد. (آدولف هیتلر)

نامه ای به کوروش

سلام کوروش ... سلام شاهنشاه بزرگ ...

یادم هست که کودکی دبستانی بودم که در نخستین برگ های اولین کتابی که بنام تاریخ خواندم ، نام تورا درک کردم . در آن روز نام تو با بزرگی ، بخشش ، وطن ، دادگری و سازندگی ، برایم جلوه کرد . در کتاب نوشته بود که تو مفهومی بنا نهادی که امروزه آنرا ایران می نامیم . مفهومی که امروز وطن ماست .


نامه ای به کوروش
سلام کوروش ... سلام شاهنشاه بزرگ ...
یادم هست که کودکی دبستانی بودم که در نخستین برگ های اولین کتابی که بنام تاریخ خواندم ، نام تورا درک کردم . در آن روز نام تو با بزرگی ، بخشش ، وطن ، دادگری و سازندگی ، برایم جلوه کرد . در کتاب نوشته بود که تو مفهومی بنا نهادی که امروزه آنرا ایران می نامیم . مفهومی که امروز وطن ماست .
همان روز برایت احترامی عاشقانه در قلبم احساس کردم .
بعدها وقتی بزرگتر شدم و اولین شراره های نوجوانی در وجودم شعله کشید و وطن برایم مفهومی بزرگتر پیدا کرد ، بیشتر به تو علاقه مند شدم . وقتی که درک کردم که تو برای اولین بار ایرانی بزرگ را پایه گذاری کردی و به مردم ما هویت بخشیدی ، احساسی که به تو داشتم براستی احساسی بود که یک پسر نسبت به پدر خود دارد ...
کوروش ؛ امروز بعد از گذشت بیش از دو دهه از عمرم و در اوج دوران جوانی ، هنوز تورا دوست دارم . هنوز برایت احترام قائلم و در لحظات عمرم وقتی به تو فکر میکنم ، احساسی سراسر شور و شوق و افتخار و غرور ، از قلبم می جوشد .



کوروش ؛ وقتی در جهان نام تورا فریاد می زنم بازتابی به جز احترام و ادب نثارم نمی شود . ای بزرگمرد ؛ هرجایی که در گفتمان با بیگانگان واماندم و نیاز به تکیه گه داشتم ، نام تورا آوردم و از جوانمردی ، بزرگمنشی ، مردانگی ، دانش ، فرهنگ و انسانیت تو گفتم و مباهات کردم که قطره ای از دریایی هستم که تو آنرا در زمین جاری کردی . دریایی که امروز به آن ایران می گوییم . ایرانی که در مرزها نمی گنجد و کسی نمیتواند آن را محدود کند چرا که تجلی گاه واقعی ایران در فرهنگ آزادگان جهان نهفته است ، در افتخار و شرف راستگویی نهفته است ، در غرور وطن پرستی نهفته است ، در جوانمردی با اسرا نهفته است ، در مردانگی سربازانی نهفته است که برای دفاع از وطن ، ناموس و آبروی مردمشان ، جانبازی می کنند ... واینها همه صفاتیست که براستی پایه گذارشان تو بودی .




کوروش ؛ امروز من افتخار می کنم که علارغم همه سختی ها ، ناملایمات ، ظلم ها ، نداری ها و دشواری های زندگی ، در قلمرویی دیده به جهان گشودم که بنیان گذاری چون تو دارد . افتخار می کنم که سرزمینم پدری چون تو دارد که شهرهای ویران را آباد کردی ، برده داری را برانداختی ، دادگری را رواج دادی ، نگذاشتی رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید ، فرمان دادی که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند ، شهرهای ویران را آباد کردی ، مردمان آواره را به خانه شان بازگرداندی ، جامعه ای آرام مهیا ساختی و صلح و آرامش را برای همگان به ارمغان آوردی ...
کوروش ؛ تو را دوست دارم چون فراتر از زمان خود بودی . چون تنها شاه و فرمانروا نبودی ، بلکه پدری بودی که به قیمت زندگی خودت ایران را ساختی . ایرانی که اکنون پس از گذشت هزاره ها هنوز اگرچه خسته و زخم خورده ، اما پابرجا ایستاده .



کوروش من از وجود محترم تو شرمسارم .
شرمسارم چون بر خلاف آیینی که برای ما بنیان گذاشتی ، در زندگی دروغ می گویم . شرمسارم چون راستی و درستی را سرلوحه زندگی ام قرار ندادم . شرمسارم چون آیین جوانمردی که تو برایمان بیادگار گذاشتی فراموش شد . شرمسارم چون مروت و مردانگی نسبت به ضعفا را فراموش کردم و فقط به خودم فکر می کنم . شرمسارم چون هر روز صبح بجای لبخند زدن به مردمم ، به فکر پر کردن جیب خودم هستم . شرمسارم چون شور ایستادگی در برابر ظلم را در وجودم کشتم و براحتی بی عدالتی های زمانه را نادیده می گیرم و ناله مظلومان جهان را نشنیده می انگارم .



کوروش مرا ببخش . می دانم که در سرای باقی باید جوابگوی امانتی باشم که تو برایم بیادگار گذاشتی . میدانم که در محضر خدای بزرگ باید پاسخگو باشم که چگونه در این جهان زیستم در حالی که تو جامعه ای بنا نهاده بودی که راستی و درستی را در آن به مردم آموخته بودی و حتی دشمنان تو و مردمت را با همین ویژگی ها می شناختند ...
کوروش ؛ نمی دانم که چه اتفاقی افتاد که ما همه اینها را فراموش کردیم و به عقب بازگشتیم ؟ نمیدانم چه شد که دروغ و نامردی برایمان عادی شد ؟ نمیدانم که چگونه مردان سرزمینم بجای مردانگی نامردی را پیشه خود ساختند ؟ نمی دانم چه شد که زنان سرزمینم بجای آیین نجابت ، رسم کج پنداری و کج رفتاری را برای خود برگزیدند ؟





کوروش ؛ زمانی آمدند و به تو گفتند که بخواب و آسوده باش که ما بیداریم ! ...
کوروش ..... نخواب . هرگز نخواب ای پدر ایران که اینجا کسی بیدار نیست ! کوروش برخیز که اینجا خفتگان را یارای بیداری نیست و این خاک خسته و سوخته از جفای زمانه ناله به آسمان بلند کرده ...
کوروش دوست دارم در حریم آرامگاهت حاضر شوم و قطره اشکی بر آن سنگ سپید یادمانت جاری کنم . قطره اشکی به طلب همه آنچه که تو ساختی و اکنون من ندارم !







دوستت دارم کوروش .... ای پدر مهربان .... پدری که من و دنیا به وجودت افتخار می کنیم ... پدری که در سایه نامت هنوز پس از گذشت هزاران سال سرفرازیم ....

دوستت دارم





نوع مطلب : تحلیل اخبار روز، تاریخ، 
برچسب ها : کوروش، نامه به کوروش، متن احساسی برای کوروش، دکلمه کوروش،
لینک های مرتبط :

1393/06/21 :: نویسنده : امیرحسین
1396/06/18 05:03
Heya i am for the primary time here. I came across this
board and I in finding It really useful & it helped
me out much. I hope to give one thing again and help others
like you helped me.
1393/06/24 17:43
به هر حال موفق باشی بازم سر بزن و نظر بذار ممنون
1393/06/24 16:05
ممنون که به وبلاگم سر زدی.نظرت هم محترمه.یه بار گفتم بازم میگم دخترا زود وابسته میشن.دختر لباس نیس که وقتی خوشت نیومدبری سراغ یکی دیگه....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مرجعی برای تفکرات متفاوت

مدیر وبلاگ : امیرحسین
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از موارد زیر درباره هیتلر صدق می کند ؟ (امکان انتخاب چندگزینه ای)









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی