تبلیغات
وبلاگ NaziCenter - نگاهی به تمدن آشور
وبلاگ NaziCenter
اگر ملتی اراده داشته باشد در هر کاری پیروز خواهد شد. (آدولف هیتلر)
تا پیش از نیمه قرن نوزدهم ، نام آشور ، که زمانی در دل میلیون ها نفر وحشت انداخته بود ، از نظر دنیای متمدن چیزی نبود جز اصطلاحی که در کتب مقدس و کتابهای چند نویسنده یونان و روم باستان گاهی بکار رفته بود . بنا بر این روایات ، آشوریان یکی از اقوام ثروتمندی بودند که در دوره کتب مقدس در میان رودان سکونت داشتند . آشوریان نیز مانند بابلیان مدتها بود که در صفحات تاریخ ، گم شده بودند و تاریخ پژوهان معاصر حتی راهی برای اثبات وجود آنها نداشتند ؛ چه برسد به اینکه بخواهند این تمدن را موشکافی کنند !



با آکادمی در ادامه مطلب همراه باشید
این گمگشتگی تاریخی عمدتا از انتخاب نامناسب مصالح ساختمانی ناشی میشد . آشوریان بر خلاف مصریان باستان ، یونانیان ، رومی ها و ایرانیان که بناهای مهم و یادبودها را با سنگ در دل صفحات تاریخ حک میکردند ، همچون اغلب ساکنان بین النهرین ، از آجرهای خشتی استفاده میکردند که به آسانی در گذر زمان از هم میپاشید . آفتاب سوزان بین النهرین ، باران های مداوم و وزش باد و حرکت شن های روان از سازه ها و بناهای آشوری چیزی جز تپه های بی نام و نشان باقی نگذاشت . هنگامی که شم های روان تمدن آشور را در دل خود مدفون کرد ، رازهای آشوریان برای بیش از 2000 سال حتی از نوادگان خودشان نیز پوشیده ماند .
پرده برداری از این حجاب راز آلود که آشور و فرهنگ های همتایش را پوشانده بود در دهه 1840 استارت خورد طمانی که باستان شناسان جوان و جویای نام که عمدتا فرانسوی و انگلیسی بودند ، کاخ ها و شهرهای آشور را یکی پس از دیگری از زیر خاک بیرون کشیدند . موفق ترین این افراد ف یک کارمند جوان انگلیسی بنام استن هنری لیارد بود که در یک شب آرام و مهتابی در نوامبر 1845 ، در صحرایی در شمال عراق نشسته بود . وی در این زمان تنها بیست و هشت سال داشت . او به شدت هیجان زده بود به به تپه مقابلش چشم دوخته بود و امیدوار بود که از رقبای فرانسوی اش که در 50 مایلی همانجا موفق به کشف یک کاخ باستانی آشور شده بودند ، عقب نماند . لذا به تپه موسوم به نمرود آمده بود و قصد داشت تا با کشف اشیا و تندیس هایی از تمدن آشور ، آنها را به موزه بریتانیا ارسال کند .

امید لیارد در همان نخستین روز حفاری به شکل شگفت انگیزی به ثمر نشست . او به همراه6 کارگر محلی که استخدام کرده بود ، ضمن حفاری به اتاق های دو کاخ آشوری برخوردند که دیوارهایشان پر از نقوش برجسته بود . انگلیسی جوان بعدها یکی از نقوش برجسته را که مربوط به صحنه یک نبرد می شد ، چنین توصیف کرد : " بر هریک از دو عرابه ای که اسبها آنرا میکشیدند ، یک گروه سه نفره جنگجویان سوار بودند ؛ جنگجوی فرمانده در هر دو گروه بدون ریش بود ، زره کاملی به تن داشت و کلاه خود نوک تیزی برسر ... . با دست چپ کمانی را محکم گرفته ، و با دست راست تیری را آماده پرتاب کردن نگه داشته بود . جنگجوی دوم افسار و شلاق به دست می کوشید یه اسب ارابه را به حداکثر سرعت وادارد و اسب ها با تمام قدرت در دشت میتاختند . جنگجوی سوم بدون ریش و زره سپری را برای حفاظت از فرمانده نگه داشته بود . در زیر پای اسبان شکست خوردگانی بودند که به تیر آشوریان زخمی شده بودند" ( Quoted in C.W Cream , Gods , Graves , & Scholars : The story of Archaeology. Translated by E.B Garside & Sophie Wikins. New York: Random House, 1986 , p 286 )

با بیرون آمدن ساختمان های بیشتر در تپه نمرود ، نینوا ، آشور و دیگر شهرهای امپراطوری آشور ، لایارد و جانشینانش هزاران تندیس شبیه به هم یافتند که اغلب آنها جنگجویان ، جنگ افزارها ، نبردها ، محاصره ها و دیگر مضامین نظامی را نشان میدادند . بنظر میرسید که اینها موید نوشته های کتب مقدس درباره آشوریان است – که آنها در میان اقوام باستانی از همه جنگ طلب تر و وحشت انگیز تر بودند – ناحوم پیمبر عبرانی درباره نینوا مینویسد : " وای بر این شهر خونبار ، که انباشته از فریب است و یغما " و اشعیای نبی نیز در جایی دیگر بازگو میکند : " هان شنیده ای که پادشاهان آشور بر سر تمام سرزمین ها چه آورده اند ، و آنها را به کلی ویران ساختند ... خدای من ! به راستی که پادشاهان آشور تمام اقوام و سرزمین هایشان را از بین برده اند ، و خدایانشان را به آتش افکنده اند ." و هرودوت، تاریخ نگار قرن پنجم پیش از میلاد از آشوریان به عنوان " اربابان آسیای علیا طی دوره ای 520 ساله " یاد میکند ، و نیز از اقوامی که برای رهایی از " یوغ آشوریان و تبدیل شدن به مردمی آزاد " دلاورانه جنگیدند .

یک قرن و نیم کاوشگری ، به همراه ترجمه بسیاری از متون بین النهرینی ، آشکار ساخته که آشوریان صرفا ویرانگرانی خون آشام نبوده اند . بلکه چنان که ویرانه های نینوا و دیگر شهرهای آنها گواهی میدهد ، صنعتگرانی ماهر ، کشاورزانی سختکوش ، بازرگانانی کوشا و هنرمندانی ماهر نیز بوده اند . با این حال مدارک حاکی از آن است که آشوریان شاید بیش از هر قوم دیگری ، از راه یورش های نظامی تجاوزکارانه ، لشکرکشی و جنگ ، زنددگی خود را امین میکرده اند و اغلب اوقاب با کسانی که بر آنها چیره میشدند با چنان ستمگری و خشونتی رفتار میکرده اند که در تاریخ ثبت شده بشر ، تقریبا بی مثال بود ! این سیاست بی رحمانه و خشن آشوریان را به اقتدار و عظمت رساند . چنانکه در قرن های اولیه هزاره نخست پیش از میلاد آنها نخستی امپراطوری پهناور جهان را به وجود آوردند . این پادشاهی از جهاتی الگویی شد که اقوام بعدی از جمله ایرانیان در ساختن امپراطوری خود ، از آن با موفقیت تقلید کردند . از آن گذشته امپراطوری آشور با واداشتن دولت های خاور نزدیک نه شرکت در یک اتحاد گسترده ( هرچند ناپیدار ) انجام همین کار را برای فاتحان بعدی ، آسنتر ساخت . تاریخدان چستر استار ( Chester Star ) ، خاطر نشان می کند که سنگدلی آشوریان

" حاکی از آن است که برای شکست و مهار { توش و توان انسانی و قومی } خاور نزدیک این خشونت و بی رحمی لازم بود . در واقع ، دوره آشوریان یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ تمدن این منطقه بود . امپراط.ری بزرگ بعدی ، هخامنشی از آن بهره برد و توانست سلطه خود را با روشی ملایمتر عملی سازد" .

اما روشهای خشن و بی رحمانه آشوریان به ناگزیر به نابودی آنها نیز منجر شد . سربازان آنها بناربر عادت پی در پی و در کمال خونسردی دست به وحشی گری میزدند . و پادشاهانشان با غرور به این اعمال افتخار میکردند . این پادشاه آشوری در قرن نهم پیش از میلاد در رویداد نامه خود چنین ثبت کرده است :

"بسیاری ( از شکست خوردگان ) را به زنده به اسارت گرفتم . دست ها و انگشتان برخی از آنها را قطع کردم . بینی ، گوشها و انگشتان برخی از آنها را بریدم و چشم های بسیاری از آنها را در آوردم . از بدن ها ستونی بنا کردم و از سرها ستونی دیگر ، و سرهای آنها را در اطراف شهر به تیرک ها آویختم . مردان جوان و دوشیزگان را در آتش سوزاندم . و شهر را ویران و نابود کردم و آن را به آتش کشیدم و سوزاندم" .

تعجبی ندارد که چنین اعمال فجیعی هربار دشمنان را سرسخت تر و تندخو می کرد . سرانجام نیرومند ترین این دشمنان گردهم آمدند تا پهنه خاور نزدیک را از شر آنچه همگی آنرا مصیبتی بسیار هولناک و مرگبار میدانستند ، رها سازند و درست همانطور که آشور بسیاری از همسایگانش را نابود و ریشه کن ساخته بود ، خود آن قوم نیز سرانجام به کلی ، از پهنه جلگه های شمال بین النهرین ریشه کن شد .

در چشم انداز حماسی ظهور و سقوط اقوام بزرگ در این جلگه ها ، فراز و فرود آشوریان جای برجسته ای دارد . سرگذشت آنها به عنوان آمیزه ای بی همانند از نهایت دلاوری و وحشت آفرینی ، شاید نمونه ای کلاسیک تاریخ از قومی باشد . که با شمشیر زیستند و سرانجام مردند . حزقیل نبی گفته : " آشور آنجاست ( در اعماق جهنم ) ، و همه همراهانش ... همه آنها به قتل رسیدند ، پا شمشیر از پا درآمدند ... ( همان ها ) که در سرزمین زندگان وحشت پراکندند " لایارد طنز تزاژیک سقوط آشور را از اوج قدرت امپراطوری به ژرفای تیرگی و گمنانی به طریق دیگری ثبت کرده است . او به پیکرهای سنگی و عظیم شیرهای بالداری که از ورودی های کاخ های نمرود محافظت میکردند ، چشم میدوزد و با لحنی آرام و حسرت بار میگوید :

"اینها بیست و پنج قرن از چشم انسان پنهان مانده بودند و اینک بار دیگر با عظمت باستانی خود سربرآورده اند . اما صحنه پیرامونشان چقدر عوض شده است ! شکوه و تمدن یک قوم قدرتند جای خود را به ویرانه هاو تل های خاک بی شکل سپرده است . بر فراز تالار وسیعی که آنها در آن می ایستادند ، گاو آهن گذاشته و اینک غلات روییده است"



فروپاشی ناگهانی آشور
در اوایل 639 پیش از میلاد هنگامی که آشور دشمن دیرینه اش عیلام را شکست داد و از میان برداشت ، شاه آشور بانیپال میبایست احساس سرمستی گزندناپذیری و ایمنی میکرد او و پیشینیانش توانسته بودند تقریبا بر هر دشمنی پیروز شوند و شورش ها را در پهنه امپراطوری بزرگ خود یکی پس از دیگری فرو بنشانند . تنها مصر توانسته بود خود را از زیر یوغ آشور خارج سازد و مسلم است که آشور بانیپال پس از برقراری امنیت در مرز شرقی اش در این فکر بود که این وضع را در مدت کوتاهی اصلاح کند در ظاهر به نظر میرسید که پادشاهی آشور تقریبا شکست ناپذیر است و به استیلا و وحشت افکنی خود بر خاور نزدیک برای نسل های آینده نیز ادامه خواهد داد .

اما چنانکه معلوم شد ، شکست ناپذیری آشور صرفا خواب و خیال بود . طی سالها آشور به لشکرکشی ها و تهاجم های بی شماری دست زده بود ؛ مقادیر عظیمی از منابع مادی و انسانی را هزینه کرده بود که بسیاری از آنها را از تسخیر شدگان به غنیمت گرفته بود و همواره کوشیده بود وظیفه بسیار سنگین گردهم نگه داشتن صدها قوم و شهر دور از هم و آماده شورش را صرفا به زور شمشیر بر عهده گیرد . نتیجه نهایی این بود که دوست آشور به طرز مهلکی خود را بیش از حد گسترش داده بود . آشوریان بجای ایجاد دوستی و اتحاد در میان همسایگان آگاهانه سیاست جنگ ، ویرانگری و وحشت آفرینی را دنبال کرده و این همسایگان را به دشمنان تلخ کام و سرسخت خود مبدل ساخته بودند .

حتی بدتر از آن فرمانروایان آشور به تحولات تهدید آمیز در سرزمین های پشت سلسله جبال زاگرس توجه بسیار کمی داشتند . در آنجا ماد ها که اربابان آشور آنها را چیزی جز یک قوم عقب مانده در حاشیه تمدن تلقی نمی کردند ، درحال گردآوری نیرو و ساختن یک ماشین نظامی شکست ناپذیر بودند . آن ارابه مرگبار سرانجام در پهنه شمال بین النهرین به حرکت درآمد و مرکز آشور را در هم شکست . از این رو درحالی که امپراطوری قدرتمند آشور با اطمینان خاطر در بستر افتخارات پیروزی های آشور بانیپال آرمیده بود ، به گفته کنایه آمیز جورج روکس ، " ناگهان معلوم شد که این غول سست بنیاد است " .

لطفا برای مطالعه اصل مقاله فایل PDF را دانلود کنید
لینک دانلود فایل :
http://up.tarikhfa.com/uploads/Ashur.pdf




نوع مطلب : تاریخ، پژوهشی، 
برچسب ها : تاریخ آشور، تمدن آشور، مقاله تاریخی، آشوریان، تاریخ ایران باستان،
لینک های مرتبط :

1392/04/2 :: نویسنده : امیرحسین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مرجعی برای تفکرات متفاوت

مدیر وبلاگ : امیرحسین
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از موارد زیر درباره هیتلر صدق می کند ؟ (امکان انتخاب چندگزینه ای)









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی